مرتضى راوندى

41

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

تمشيت دهد و فنون زندگى را به مردم بياموزد . . . فلسفه هرمسى در حقيقت به عنوان حكمت لدنى با خردملهم يعنى فلسفه نبوى مشخص مىگردد . در مقابل ، اهل تسنن ، ( بنا به گواهى شهرستانى ) مذهب هرمسى صابئين را با مذهب اسلام ناسازگار دانسته‌اند چه آن مذهب ، بشر را از وجود پيغمبر بىنياز مىداند . . . مذهب هرمسى از طريق شيعه ، وارد اسلام گرديد و از طريق شيعه با آن آشنايى روى داد . در صورتى كه به عقيده اهل تسنن وضع شيعه و وضع اسمعيليه و مكتب هرمس بدون تفاوت ، باطنا مخالف نبوت است و با اسلام تشريعى در نبرد مىباشد . « 1 » سير انديشه‌ها دورهء دوم به نظر علّامه اقبال لاهورى : « با غلبه عرب بر ايران دورهء جديدى در تاريخ فلسفهء ايران آغاز شد . . . پس از پيروزى اعراب ، انقلابى سياسى در ايران درگرفت و در جريان آن ، فرهنگهاى آريايى و سامى در يكديگر رخنه كردند . ايرانيان با آنكه به ظاهر زندگى خود رنگى سامى دادند ، به آرامى اسلام را با شيوه‌هاى فكرى آريايى ، هماهنگ گردانيدند چنان كه يونانيان نيز به نوبهء خود در تغيير مسيحيت كه دين سامى ديگرى بود ، همت گماردند ، در هردو مورد نتيجهء يگانه‌يى به دست آمد . يونانيان و ايرانيان به قصد تلطيف قانونى مطلق ، كه از خارج بر فرد تحميل شده بود ، در تفسير و تعديل مسيحيت و اسلام كوشيدند و به بيان ديگر عامل بيگانه بيرونى را به صورت عامل خودى و درونى درآوردند . . . » « 2 » دانش يونانى از طريق حران و سوريه به مسلمين رسيد ولى مترجمان و ناقلان افكار و انديشه‌هاى فلسفى و علمى يونانى در كار خود چنان كه بايد استاد نبودند و نتوانستند عقايد و افكار افلاطون و ارسطو و ديگر دانشمندان يونانى را به‌صورتى دقيق ترجمه كنند و در اختيار علاقمندان قرار دهند و متأسفانه دانش‌پژوهان عالم اسلام نيز درصدد برنيامدند كه زبان يونانى را فراگيرند و از اين راه اصيل ، به گنجينهء افكار و علوم يونانى آشنا گردند .

--> ( 1 ) . تاريخ فلسفه اسلامى ترجمه دكتر مبشرى ، ص 160 به بعد . ( 2 ) . سير فلسفه در ايران ، از اقبال لاهورى ، ترجمهء آريان‌پور ، ص 31 به بعد .